تبلیغات
عزم عاشق - شرمنده ازین همه بی لیاقتی...

شرمنده ام

روی سر بلند کردن ندارم

حتی روی رفتن به مجلس عزایت را

همه اش در سجده هایم خواندم

"اللهم الرزقنی شفاعة الحسین یوم الورود و ..."

همه اش در قنوت هایم خواندم

"اللهم الرزقنا زیارة قبر حسین (ع)"

و همه اش تکرار کرده ام که

" والله یرزق من حیث لا یحتسب"

و من همچنان در انتظار روزیِ وصال تو حیران مانده ام

می خواهی با من چه کنی؟

به کجا باید برسم تا بخوانی مرا؟

تا به کی باید بسوزم تا لایق شوم؟

به کدامین قبله نیاز کنم تا راهم دهی؟

شاید می خواهی خالص شوم و از معرفت سرشار

مجنون عشق تو شده ام و در اندیشه ی وصال تو، سر به سجده می نهم

مجنون صحرایم کنی و مرا به طوفان بسپاری؟

مرا به وادی عشق بخوانی و رهایم کنی؟

هرگز

هرگز از تو چنین بر نمی آید

امشب که شب اربعین توست

مثل دیوانه ها شده ام

و من قاطی اشک هایم، دیوانه وار می خندم!

جنون که هیچ؛ همه ی جانم، آبرویم و هستی ام را می دهم

بخوان مرا

بخوان مرا تا به سویت آیم

تا اندکی از آه سینه ام، آرام شود

بخوان مرا که دیوانه وار به سویت خواهم آمد

در تداعی هر روزه ی ذهنم

وقتی از دور گنبد زیبایت را می بینم

پاهایم شل می شوند

پاهایی که این همه راه دویدند و معجزه وار قوی تر شده اند؛

ولی چه شده اند که به یکباره می لرزند؟

انگار تک تک سلول های بدنم دارند می لرزند!

سوز و عشق دلم دارد به کمال می رسد

چشمانم سو ندارد؛ سیاهی می رود بس که اشک ریختم در این راه طولانی تا به تو برسم

جز گنبد و بارگاهت چیزی نمی بینم

گویا در بهشتی هستم که به دیدار معشوق می روم

نفسم به شماره می افتد

ای اجل مهلت بده...

باید سینه خیز بروم

برای دیدن نور تو، چشم لازم نیست

عطری به مشامم می رسد

دارم نزدیک می شوم

گویا جان به لبم رسیده است

ببین با من چه کرده ای؟

ندای لبیک یا حسین به گوشم می رسد

به یقین به در ورودی ضریحت که برسم، جان سپرده ام

روبرویم نه که ضریح تو

که خود تو را خواهم دید

"السلام علیک یا ابا عبدلله الحسین"




برچسب ها: پیاده روی اربعین، امام حسین(ع)، کربلا،  

تاریخ : شنبه 22 آذر 1393 | 01:21 ق.ظ | نویسنده : رها | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.