تبلیغات
عزم عاشق - کبوتر کوی تو شدن همیشه آرزوی بلندی ست...


بسم الله الرحمن الرحیم

چقدر دلمان تنگ مشهدالرضاست...

آن صحن و سرا... آن رواق ها و سقاخانه ها...

از باب الرضا یا باب الجواد که وارد می شوی ، اذن دخول

را که می خوانی ، گویی جانی تازه در وجودت دمیده اند.

عده ای را می بینی که پای برهنه زار زار گریه می کنند در

مقابل باب الجواد و چشم در چشم گنبد آقا دست به دعا

بلند کرده اند...

باید تو را به جان "جوادتــــ " قسم دهم ، یعنی که هشت

زائرتان در گرو نُه است.

از صحن جامع رضوی وارد صحن قدس می شوی...

از حجره های اطراف صدای روضه و ناله می آید...

دست به درب چوبی ورودی صحن گوهرشاد میکشی.

از صحن گوهرشاد خیلی خوب گنبد را می توانی ببینی.

بغض گلویت را با چنگالی محکم می فشارد...

جلو می روی!کفش هایت را به کفشداری می دهی.

وارد حرم می شوی ! سرعت ضربان قلبت بالا می رود.

دست راستت یک درب طلاکوب وجود دارد... به طرف آن

که بر می گردی... ضریح آقا خود نمایی میکند ، که بر سر درِ

ورودی ضریح نوشته است: " اُدخُلوها بِسَلامٍ آمِنین "

همین جاست که بغض لعنتی شکسته می شود...

اشک جاری می شود...

بوی بخشش گناهانت را می شنوی!!!

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی

" چند روزیست ظرف نباتمان خالیست... چای میخورم 

و حسرت خراسان را..."

برگرفته از وبلاگ دوست گرامی؛بی پلاک
http://www.boronsy.loxblog.com/

 


برچسب ها: امام رئوف، جشن ازدواج دانشجویی، السلام علیک یا علی بن موسی الرضا،  

تاریخ : چهارشنبه 14 اسفند 1392 | 12:06 ق.ظ | نویسنده : رها | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.