تبلیغات
عزم عاشق - متفاوت

جلوی آینه ایستادم و چادرم را سر کردم
همانطور که مشغول مرتب کردن چادرم بودم متوجه نگاه عجیبش شدم.
دوباره توی آینه خودم را برانداز کردم و نگاهی به چادرم کردم .
چیز عجیبی نبود .
پرسیدم: طوری شده؟ چرا اینطور نگاه می کنی ؟
گفت: وقتی چادر سر می کنی ،
من که همسرت هستم هم احساس می کنم نمی شناسمت .

احساس می کنم متعالی و دست نیافتنی شده ای . . .



تاریخ : یکشنبه 9 تیر 1392 | 05:13 ب.ظ | نویسنده : رها | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.