تبلیغات
عزم عاشق - قرار دل بی قرار من

ضریح خالی را یادت هست؟

یادت هست آن لحظه حس و حالم را؟ بی قراری هایم را؟ سوزش چشم هایم را چطور؟

سال ها بود منتظر آن روز بودم

سال ها بود التماست کرده کرده بودم

سال ها بود محرم ها و اربعین ها دیوانه وار خواستمش

و سوالی که همش آزارم میداد

میلیون ها انسان هر سال می روند کربلا ولی من این همه سال از خدا عمر گرفتم ولی هنوز...

اما تو نقشه ی دیگری داشتی

با من کاری کردی که هر لحظه شکر کنم بابت اینکه در این سن در این لحظه در این موقعیت به من اذن ورود دادی

چیزی به من دادی که شاید اگر در هر روز و ماه و سال دیگر می آمدم نمیدادی

یادت هست اولین لحظه ی قرارمان را؟

اولین لحظه ای که چشمم به شش گوشه ات افتاد

اولین لحظات عشق بازی ام را؟

همان لحظاتی که قلم قاصر است از توصیف آن جز این بیت

.

.

.

سوزش چشم من از لذت زیبایی توست

خیره بر تو شده ام، پلک زدن یادم رفت...




تاریخ : یکشنبه 21 خرداد 1396 | 11:09 ب.ظ | نویسنده : رها | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.